معنی رقون
7 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) رُقون . زعفران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). رقان. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (متن اللغة). اِرقان. (اقرب الموارد). رجوع به رقان و اِرقان شود. || حنا. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (اختیارات بدیعی). به معنی حنا باشد و آن برگی است که بکوبند و بر دست و پا بندند و بضم اول هم آمده است. (برهان) (آنندراج).[ رُ ] (ع اِ) رَقون. (ناظم الاطباء) (برهان). رجوع به رَقون شود.[ رِ ] (ع اِ) جِ رقة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به رقة شود.
کلمات همقافیه با «رقون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر