معنی رقم زدن

معنی رقم زدن

7 بازدید
[ رَ قَ زَ دَ ] (مص مرکب) نوشتن. نگاشتن. نقش کردن. (یادداشت مؤلف). تحریر کردن : بخرد جامهٔ بسیار به تخت و چو خرید نام زوار زند زود بر آن تخت رقم.فرخی. به شاپور آن ظن او را بد نیفتاد رقم زد گرچه بر کاغذ نیفتاد.نظامی. طراز آفرین بستم قلم را زدم بر نام شاهنشه رقم را.نظامی. گر دیگری به شیوهٔ حافظ زدی رقم مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی.حافظ. || در بیت ذیل ظاهراً معنی رقم بطلان کشیدن و بی اعتبار ساختن دارد: قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن قدم درنه و رهنمایی طلب کن.خاقانی. || صورت کشیدن. رسم کردن. (یادداشت مؤلف). نقاشی کردن. (فرهنگ فارسی معین): منصور بفرمود تا مهندسان خطها درکشیدند و سوکها و بازارها و مسجد جامع با دید آوردند... و قصرها و ایوانها، و روستایها از بیرون شهر رقم زدند و باغها و آسیاها با دید آوردند. (مجمل التواریخ و القصص). رقم زد بر آن حوض مانی فریب.نظامی. آن بدر آورده ز غزنی علم وین زده بر سکهٔ رومی رقم.نظامی. - رقم زدن بر چیزی؛ نوشتن آن : بدانگونه لوح آفرید و قلم بزد بر همه بودنیها رقم.فردوسی. - || نقش بستن. نوشته شدن. منقوش گردیدن : مرد آن بود که از سر دردی قدم زند درد آن بود که بر دل مردان رقم زند. خاقانی. شادمان آن دل از هوا بینی که برو درد و غم رقم نزده ست.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «رقم زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید