معنی رقت آمدن
5 بازدید
[ رِقْ قَ مَ دَ ] (مص مرکب) حالت تأثر دست دادن. متأثر شدن. محزون گردیدن. حالت دلسوزی و اندوه پیدا کردن. دل سوختن : کسری را به مشاهدات اثر رنجی که در بشرهٔ برزویه هر چند پیداتر بود رقتی عظیم آمد. (کلیله و دمنه). مرا رقتی در دل آمد برین که پاکست و خرم بهشت برین.(بوستان).
کلمات همقافیه با «رقت آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر