معنی رقاع
5 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رُقعَة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام) (اقرب الموارد). جِ رقعة؛ پاره ها و نوشته های مختصر. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به رقعه شود. - ذات الرقاع؛ نوعی استخاره. رجوع به مادهٔ ذات الرقاع شود. - || نام جایگاهی است که یکی از غزوات حضرت رسول (ص) در آنجا واقع شده و نام همان غزوه را نیز ذات الرقاع گویند. رجوع به مادهٔ ذات الرقاع و معجم البلدان ج ۴ و اقرب الموارد و ناظم الاطباء (مادهٔ رقاع) شود. || خطی است از اجناس خطوط. (شرفنامهٔ منیری). نام خطی است از شش خط که ابن مقله وضع کرده است. (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (غیاث اللغات). نام قسمی خط اختراع ذوالریاستین فضل بن سهل. (الفهرست ابن ندیم). قسمی خط از قبیل نسخ و غیره. نام یکی از هفت قلم قدیم و جدید. (یادداشت مؤلف). رقاع یا قلم رقاع یکی از خطوط اسلامی است که بدان رقاع [رقعه ها] را می نوشتند و صور آن در اصل مانند حروف ثلث و توقیع است و در مواردی با آنها اختلاف دارد. (از فرهنگ فارسی معین): ور از فقر درمانم به مکتب نویسم خط ثلث و نسخ و رقاعی.خاقانی. برای صورت حروف خط رقاع رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.[ رَقْ قا ] (ع ص) مرقع دوز. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رقاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر