معنی رفیع شیرازی
5 بازدید
[ رَ عِ ] (اِخ) رفیع الدین مرزبان شیرازی یا فارسی، از گویندگان قدیم معاصر حنظلهٔ بادغیسی و ابوسلیک گرگانی و به روایتی هم عصر سلجوقیان بود. ابیات زیر از اوست: چرا ز صحبت مرغان نفور شد سیمرغ خروس را نتوانست دید با افسر. * از گل و سوسن نمود یار بنفشه دایره شد گرد لاله زار بنفشه روی دل افروز یار تازه بهارست نیست عجب خاصه در بهار بنفشه عارض معشوق و خط او به چه ماند لاله گرفته ست در کنار بنفشه گوژ و نوانست و هم ز شرم خط یار سر به برافکنده شرمسار بنفشه طبع زبان از قفا کشیده برونش تا نبرد نام خط یار بنفشه دولت ما بین که گرد باغ رخ دوست هم دل و جان می کند شکار بنفشه زین غزل مرزبان چو سرو و صنوبر سر به فلک برد از افتخار بنفشه. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و لباب الالباب چ لیدن ج ۲ ص ۳۹۸ و ۳۹۹). رجوع به هفت اقلیم چ کلکته ص ۲۳۲، ۲۲۹ و صبح گلشن ص ۱۸۳ و مجمع الفصحا ج ۱ ص ۵۰۳، ۵۰۲ و فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۱۵۱ و مرآة الفصاحه و تاریخ ادبیات فارسی تألیف هرمان اته ترجمهٔ آقای دکتر شفق ص ۳۲ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «رفیع شیرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر