معنی رفیع شهرستانی
6 بازدید
[ رَ عِ شَ رِ ] (اِخ) میرزا رفیع شهرستانی از گویندگان و مشاهیر رجال قرن یازدهم هجری قمری و از اجلهٔ سادات شهرستان بود و در عهد شاه عباس ابتدا سمت احتساب ممالک محروسه داشت و پس از مرگ بنی عم خود میرزا رضی منصب صدارت یافت و در زمان شاه صفی معزول شد. بعد از عزل خود گوید: مردودی دور ما ز مقبولی به فارغبالی ز قید مشغولی به افسوس که شد آخر کارم معلوم کز منصب روزگار معزولی به. و در مرگ شاه عباس گوید: از مردن شاه دین فلک شیون کرد وز مهر فلک داغ به دل روشن کرد در صبح عزا چرخ گریبان بدرید وز ظلمت شب پلاس در گردن کرد. (از تذکرهٔ نصرآبادی ج ۱ ص ۱۶). رجوع به تذکرهٔ خوشگو حرف «ر» و روز روشن ص ۲۵۳، ۲۵۲ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «رفیع شهرستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر