معنی رفیعالدین جیلی
7 بازدید
[ رَ عُدْ دی نِ ] (اِخ) ابوحامد عبدالعزیزبن عبدالواحد، یکی از بزرگترین اطبا و حکمای اسلام و از مردم فیلمان بود که قصبه ای از توابع گیلان است. در فقه ید طولی داشت و در دمشق بتدریس فقه وحکمت مشغول بود و بعد سمت قاضی بعلبک و پس از آن هنگام تصرف دمشق بوسیلهٔ ملک صالح عمادالدین اسماعیل شغل قاضی القضاة یافت. سپس بواسطهٔ سعایت و شکایت مشتی نادان به امرملک صالح در سال ۶۴۱ هـ . ق. به قتل رسید. وی کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا را شرح و کلیات قانون ابن سینا را تلخیص کرد. از اوست: کتاب جمع ما فی الاسانید من حدیث النبی. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
کلمات همقافیه با «رفیعالدین جیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر