معنی رفوگری
6 بازدید
[ رَ / رُ گَ ] (حامص مرکب) رفوکاری. (ناظم الاطباء). شغل رفوگر. حرفهٔ رفوگر. عمل رفوگر. (یادداشت مؤلف). همگری : ره امان نتوان رفت و دل رهین امل رفوگری نتوان کرد و چشم نابینا.خاقانی. || دکان رفوگر. (یادداشت مؤلف). رجوع به رفوکاری شود.
کلمات همقافیه با «رفوگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر