معنی رفوکاری
6 بازدید
[ رَ / رُ ] (حامص مرکب) عمل رفو کردن و شغل رفوگر. (ناظم الاطباء). به معنی رفو کردن. (آنندراج): مقام رفوکاریش در عراق به یک جفت تار هنر گشته طاق. ملاطغرا (در تعریف دوتار ازآنندراج). رجوع به رفوگری شود.
کلمات همقافیه با «رفوکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر