معنی رفوشه
7 بازدید
[ رَ شَ / شِ ] (اِ) بازی و مسخرگی و ظرافت. (ناظم الاطباء) (از برهان). سخر و لاغ. (فرهنگ جهانگیری). سخر. (شرفنامهٔ منیری). تمسخر و لاغ و مسخرگی. (یادداشت مؤلف). سخره و لاغ. (از شعوری ج ۲ ورق ۱۵). || عصیان و گناه. (ناظم الاطباء) (از برهان). گناه. (فرهنگ جهانگیری) (شرفنامهٔ منیری) (از شعوری ج ۲ ورق ۱۵). گناه. بزه. عصیان. (یادداشت مؤلف). || (مص) پی بردن و یافتن. (ناظم الاطباء) (از برهان). پی بردن. (شرفنامهٔ منیری). || برچیدن. (ناظم الاطباء) (فرهنگ جهانگیری) (شرفنامهٔ منیری) (از برهان) (از شعوری ج ۲ ورق ۱۵). رجوع به رفوسه شود.
کلمات همقافیه با «رفوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر