معنی رفوء
6 بازدید
[ رُ ] (ع مص) نیکو گردانیدن دریدگی جامه را به تار و فارسیان به فتح اول و «واو» معروف خوانند و با لفظ زدن و کردن و داشتن و برخاستن مستعمل. (آنندراج). - رفوء کردن؛ یعنی اصلاح آوردن دریده. (دهار). || پیوستن تیر به چیزی. (آنندراج). رجوع به رُفو و رَفْوْ شود.
کلمات همقافیه با «رفوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر