معنی رفح
7 بازدید
[ ] (اِخ) شخصی از نسل افرائیم. (قاموس کتاب مقدس).[ رَ فَ ] (اِخ) منزلی است در راه بغداد در طریق مصر بعد از داروم، از این مکان تا عسقلان دو روز راه است برای کسی که به مصر می رود و اول رفح که فعلاً خراب شده است شهر آبادی بوده است. (از معجم البلدان ج ۴) (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رفح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فح» برای سرودن شعر