معنی رفت و روی
8 بازدید
[ رُ تُ ] (مص مرخم، اِ مرکب) یا رفت و رو. رفت و روب. (فرهنگ فارسی معین): سه چیز به شما میراث گذاشتیم رفت و روی و شست و شوی، و گفت و گوی. (تذکرة الاولیاء ج ۲ ص ۳۳۵). رجوع به رفت و رو و رفت و روب شود.
کلمات همقافیه با «رفت و روی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر