معنی رفان
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) زعفران و کرکم. (ناظم الاطباء). زعفران. (از شعوری ج ۲ ورق ۲۰). || شفیع و میانجی. (ناظم الاطباء). در نسخهٔ وفایی به تشدید «فاء» به معنی شافع و میانجی آمده است. (از شعوری ج ۲ ورق ۱۲). شفیع و شفاعت کننده باشد. (برهان). در برهان گفته شفیع و شفاعت کننده است و این سهو است صحیح [ورفان ] است و در «واو» بیاید. (آنندراج) (انجمن آرا). رجوع به ورفان و ذیل آن در برهان چ معین و ورقان و ورفشان شود.[ رِ ] (ع اِ) باران سست قطره. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ رَفْ فا ] (اِ) رَفان. رجوع به رَفان شود.
کلمات همقافیه با «رفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر