معنی رفاف
6 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رف. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد): بر در او چون نیابی آن شکاف سخت ناپیدا در او چندین رفاف.مولوی.[ رَ ] (اِ) حناست. (از مجعولات شعوری ج ۲ ورق ۸).[ رَفْ فا ] (ع ص) براق. مانند اقحوان (بابونه). (از اقرب الموارد). || (ص) رفوگر: کرده در کار علم رفاف کار قرمزی ریشهٔ نعلک زده نعلم در آتش میکند. نظام قاری (دیوان ص ۵۷).
کلمات همقافیه با «رفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر