معنی رفاعی
6 بازدید
[ رِ عی ی / رِ ] (ص نسبی) منسوب است به رفاعة که انتساب به جد است. (از انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) قضایی است در عراق دارای ۵۹۰۸۵ تن سکنه. سابقاً آن را قضاء «قلعهٔ سکر» می نامیدند و چون قصبهٔ «کرادی» مرکز آن گردید بنام قضاء «کرادی» نامیده شد و سپس آن را قضاء «رفاعی» نامیدند. (از فرهنگ فارسی معین بخش اعلام).[ رِ ] (اِخ) احمد رفاعی الکبیر الحسینی الانصاری. او راست: البرهان المؤید لصاحب مدالید، چ مصر ۱۳۲۲ هـ . ق. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱).[ رِ ] (اِخ) دکتر احمد فرید رفاعی، مؤلف کتاب عصر المأمون. رجوع به تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تألیف دکتر صفا ص ۴۴ شود.[ رِ ] (اِخ) شیخ احمدبن محمد وتری موصلی بغدادی شافعی رفاعی، متوفای سال ۹۷۰ هـ . ق. یا ۹۸۰ هـ . ق. در مصر. او راست: روضة الناظرین و خلاصة مناقب الصالحین. (از معجم المطبوعات مصر ج ۲). رجوع به وتری موصلی... شود.[ رِ ] (اِخ) یا رفاعی الازهری. شیخ احمد رفاعی ازهری. که در سال ۱۳۱۲ هـ . ق. استاد تالار فیومیة دانشگاه الازهر بود. او راست: ۱- حاشیه بر شرح محمد بحرق بر لامیة الافعال ابن مالک چ مطبعة الوهبیه ۱۲۹۸ هـ . ق. ۲- الحزب المصون ۳- خطب ۴- مجموعة اوراد. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱).[ رِ ] (اِخ) یا رفاعی حسینی. شیخ احمدبن ابوالحسن علی بن یحیی، معروف به رفاعی حسینی انصاری. مؤسس طریقهٔ رفاعیة. وی به سال ۵۱۱ هـ . ق. در دیه حسن از توابع واسط بدنیا آمد و در واسط به تحصیل پرداخت و بعد به تصوف گرایید. گروهی بیشمار بدو پیوستند و اعتقاد شدید به او پیدا کردند. وی به سال ۵۷۸ هـ . ق. در دیه ام عبیدة واقع در میان واسط و بصره درگذشت و مقبرهٔ او زیارتگاه پیروان طریقهٔ اوست. از تألیفات رفاعی است: ۱- حکم (الرفاعی) در تصوف چ مطبعهٔ شرف -۱۳۰۱ هـ . ق. ۲- رحیق الکوثر من کلام الغوث الرفاعی چ بیروت ۱۸۸۷ م. ۳- الرالمصون چ مصر -۱۳۰۹ هـ . ق. ۴- النظام الخاص لاهل الاختصاص [در تصوف ] چ مطبعة العلمیة -۱۳۱۳ هـ . ق. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱). رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۳ شود.[ رِ ] (اِخ) محمد رفاعی المخزومی. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱). رجوع به مخزومی (محمد...) شود.
کلمات همقافیه با «رفاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر