معنی رغیغة
5 بازدید
[ رَ غی غَ ] (ع اِ) زندگانی نیکو. || آشامیدنی از کفک شیر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || آشی که از شیر و آرد جهت زن زاهو ترتیب دهند و به فارسی کاجی گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به رغیدة و کاجی شود.
کلمات همقافیه با «رغیغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر