معنی رغرغة
7 بازدید
[ رَ رَ غَ ] (ع مص) فراخ بودن زیست. (ناظم الاطباء). فراخی زیست. (منتهی الارب). || فرورفتن کسی در نیکویی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || همه وقت آب یافتن شتر و آب دادن شتر را روزی به صبح و روزی به شام. یا سیر آب نادادن شتر را. || نهان کردن چیزی. || لازم گردانیدن شوره گیاه شتر را با عدم رغبت آنها. || خوردن شتران حوالی آب را بعد چریدن شوره گیاه که در آب باشد. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رغرغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر