معنی رعین
7 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) گلهٔ اسبان اندک. (ناظم الاطباء). رعیل. (اقرب الموارد). رجوع به رَعیل شود.[ رُ عَ ] (اِخ) قلعه ای در یمن. (ناظم الاطباء) (از قاموس الاعلام ترکی). نام کاخ محتشمی است در یمن. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «رعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر