معنی رعیتنواز
6 بازدید
[ رَ عی یَ نَ ] (نف مرکب) نوازنده و مهربانی کننده به رعایای خود. (از ناظم الاطباء). رعیت نوازنده. رعیت دوست. پادشاه یا مالکی که رعایای خود را دوست داشته باشد. (یادداشت مؤلف): از سر بیدادگری گشت باز دادگری گشت رعیت نواز.نظامی. چو دیدند شه را رعیت نواز ز بیداد دارا گشادند راز.نظامی. قوی رای و روشندل و سرفراز به هنگام سختی رعیت نواز.نظامی. از من بگوی شاه رعیت نواز را منت منه که ملک خود آباد می کنی.سعدی.
کلمات همقافیه با «رعیتنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر