معنی رعیب
6 بازدید
[ رَ ] (ع ص) هراسان. ترسان. مرعوب. وحشت زده. (یادداشت مؤلف). ترسنده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). مرعوب. (از اقرب الموارد). خایف. (از غیاث اللغات از لطائف) (آنندراج). ترسانیده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): رو به شهر آورد سیلی بس مهیب اهل شهر افغان کنان جمله رعیب.مولوی. || فربه که چربش چکد از وی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گوسفند فربه. (از مهذب الاسماء). - سنام رعیب؛ کوهان فربه. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رعیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر