معنی رعشهناک
7 بازدید
[ رَ شَ / شِ ] (ص مرکب) لرزان. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): دوش کز موج سرشکم آسمان پرهاله بود می به دست رعشه ناکم شعلهٔ جواله بود. فطرت (از آنندراج). || شبیه به لرزه. (ناظم الاطباء). || آنچه تولید رعشه کند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رعشهناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر