معنی رعشت
6 بازدید
[ رَ شَ ] (ع اِ) رعشة. رعشه. لرزه. لرز: از هیبت او در آن ممالک بر دلها رعشت و بر دشمنان دهشت غالب شده بود. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «رعشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر