معنی رعشاء
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) شترمرغ شتاب رو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || ماده شتر جنبان در شتاب رفتن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). ماده شتری که در راه رفتن بسبب سرعت و شتاب جنبان باشد. (از اقرب الموارد).[ رَ ] (اِخ) شهری در شام. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از معجم البلدان). || نام اسبی است. (ناظم الاطباء) || نام جد لبید که مالک بن جعفر است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رعشاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر