معنی رعدة
7 بازدید
[ رِ دَ ] (ع اِ) رَعدَة. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (یادداشت مؤلف). لرزه ای که از ترس و جز آن عارض شود. (از اقرب الموارد). رجوع به رَعدَة شود.[ رَ دَ ] (ع اِ) لرزه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رعدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر