معنی رعدبانگ
6 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) رعدآواز. تندرآوا. (یادداشت مؤلف). که صدایی چون بانگ تندر دارد. که بانگی مانند رعد داشته باشد: ابرسیر و بادگرد و رعدبانگ و برق جه پیل گام و سیل برو شخ نورد و راه جوی. منوچهری. صباسرعتی رعدبانگ ادهمی که بر برق پیشی گرفتی همی. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «رعدبانگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر