معنی رعث
4 بازدید
[ رَ ] (ع مص) اندک گرفتن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج). || سپید گشتن نرمهٔ گوشت بز. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ رُ ] (ع ص) جِ اَرعث و رعثاء. (ناظم الاطباء). رجوع به ارعث و رعثاء شود.[ رَ عَ ] (ع مص) یا رَعث. سپید گشتن نرمهٔ گوشت بز. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به رَعث در معنی مصدری شود.[ رَ ] (ع اِ) رَعَث. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به رَعَث به معنی اسمی شود.[ رَ عَ ] (ع اِ) سپیدی اطراف دوپارهٔ گوشت که زیر نرمهٔ گوش بز آویزان باشد. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پشم رنگین که به هودج آویزان کنند. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). پشم رنگین. (مهذب الاسماء). گویند: «زین الهوادج بالرعث الواصف». (از اقرب الموارد).[ رُ عُ ] (ع اِ) رُعَث. جِ رعثة. (ناظم الاطباء). رجوع به رعثة و رُعَث شود.[ رُ عَ ] (ع اِ) رُعُث. جِ رعثة. (ناظم الاطباء). رجوع به رعثة یا رُعُث شود.
کلمات همقافیه با «رعث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عث» برای سرودن شعر