معنی رعایا
7 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) جِ رَعیَة. (منتهی الارب) (دهار). جِ رعیة به معنی محکومان و نگهداشته شدگان. (آنندراج) (غیاث اللغات). در تداول رُعایا تلفظ شود. (فرهنگ فارسی معین). جِ رعیة به معنی قوم و عامهٔ مردم که آنان را راعی باشد. (از اقرب الموارد): اگر زیادتر از این خواسته آید رعایا را رنج بسیار رسد. (تاریخ بیهقی ص ۴۶۹ چ ادیب). و رعایا را به عدل و تخفیف مخصوص دادم. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۷۶). ... و درهای ظلم و جور بر طوایف رعایا بسته. (سندبادنامه ص ۹). که رعایا از وی در ظل عنایت... و حمایت باشند. (سندبادنامه ص ۶). و تحسین التفات زنگ غم و اندوه، از خاطر رعایا زدوده. (سندبادنامه ص ۷۴). رجوع به رعیت و رعیة شود. || جِ رعاویة (شتر چرنده و بچرا گذاشته). (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رعایا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر