معنی رطوبت‌سنج

معنی رطوبت‌سنج

5 بازدید
[ رُ بَ سَ ] (نف مرکب) رطوبت سنجنده. که رطوبت را بسنجد. || (اِ مرکب) (اصطلاح فیزیک) آلاتی را گویند که برای تعیین درجهٔ رطوبت هوا (فشار بخار آب یا جرم آن) به کار می روند. <۵۳۰۶۴۰۸۱۲۱۳۴۰۱>... - رطوبت سنج شیمیایی؛ برای تعیین جرم بخار آب به کار می رود و اساس آن مبنی بر خاصیت اجسام جاذب الرطوبة است. (از یادداشت مؤلف). دستگاهی است که برای تخمین میزان رطوبت به کار می رود و آن انواع متعدد دارد. (فرهنگ فارسی معین). - رطوبت سنج مویی؛ برای ساختن آن از خاصیت مو که بر اثر ازدیاد رطوبت طویل می شود استفاده می کنند. در این اسباب یکسر مو در نقطه ای ثابت و سر دیگر آن بدور قرقره ای پیچیده شده و از انتهای آن وزنه ای آویزان است. ازدیاد طول مو قرقره را حرکت می دهد و حرکت قرقره باعث حرکت عقربه ای می شود که در مقابل صفحهٔ مدرجی قرار دارد. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «رطوبت‌سنج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید