معنی رطوبة
8 بازدید
[ رُ بَ ] (ع مص) رطوبه. رطوبت. تر شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادراللغهٔ زوزنی) (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۵۲) (دهار). تر شدن. مقابل خشک شدن. (از اقرب الموارد). تری. (دهار). || تر و تازه گردیدن. (منتهی الارب) (از آنندراج). رجوع به رطوبت شود.
کلمات همقافیه با «رطوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر