معنی رطل کشیدن
7 بازدید
[ رَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) شراب خوردن. (یادداشت مؤلف): می کشم رطل عشق تا بغداد هم کشم گرز سر بدر گردد.خاقانی. جان خاک شود به طمع جرعه چون رطل طرب کشی دمادم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رطل کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر