معنی رطل راندن
8 بازدید
[ رَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از شراب نوشیدن. می خوردن : چون رطلها رانی گران خیل نشاط از هر کران همچون خیال دلبران ناخوانده مهمان آیدت. خاقانی. رطل برتر بران که خواهد راند روز یک اسبه در قفای صبوح.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رطل راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر