معنی رطلی
5 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به رطل. || آنکه رطل باده کشد. (فرهنگ فارسی معین): من به نیروی عشق و عذر شراب کردم آنها که رطلیان خراب.نظامی.
کلمات همقافیه با «رطلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر