معنی رطبریز
5 بازدید
[ رُ طَ ] (نف مرکب) که رطب ریزد. ریزندهٔ رطب. || بمجاز، گویندهٔ سخن شیرین : چو سقراط را داد نوبت سخن رطب ریز شد خوشهٔ نخل بن.نظامی. چون رطب ریز این درخت شدی نیک بادت که نیکبخت شدی.نظامی.
کلمات همقافیه با «رطبریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر