معنی رطابة
6 بازدید
[ رَ بَ ] (ع مص) تر و تازه گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): رطابهٔ چیزی؛ ترگشتن آن، مقابل خشک شدن و بمجاز گویند: رطب لسانی بذکرک. (از اقرب الموارد). رطوبت. (منتهی الارب). رجوع به رطوبت شود. || رطب گردیدن خرما. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رطابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر