معنی رطاب

معنی رطاب

5 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رطیب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ رطیب، به معنی خرمای رسیده. (آنندراج). رجوع به رطیب شود. || جِ رُطَب. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) (اقرب الموارد). رجوع به رطب شود. || جِ رَطْبَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به رطبة شود. || اسپس. اسپست. یونجه : رطاب آن را به زبان قمی اسپس گویند به هر جریب در وضیعه ولی سی درهم. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۱۲). و در طبرش داخل وجاست و فالق به هر جریبی زمین ۲۵ درهم مقرر بوده است سپس رطاب در همهٔ رستاقها بغیر از رستاق طبرش داخل وجاست و فالق به هر جریبی ۱۵ درهم. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۱۹). رجوع به رطبه شود.
[ رَ ] (ع اِ) دشنام است مر زنان را. (منتهی الارب) (آنندراج). کلمه ای است که در دشنام و فحش به زن گویند و آن کنایه است از تری آلت وی از بسیاری فجور. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «رطاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید