معنی رضیآباد
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۲۰۸ تن. آب آن از قنات و رودخانهٔ کرج. محصول عمدهٔ آنجا غلات و چغندرقند و صیفی. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالا بخش شهرستان نهاوند. سکنهٔ آن ۳۴۰ تن. آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب. محصول عمدهٔ آنجا غلات و توتون و کتیرا و چغندر و لبنیات است. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین. سکنهٔ آن ۲۲۸ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آنجا غلات و چغندرقند است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان قهاب صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان. سکنهٔ آن ۳۲۰ تن. محصول عمدهٔ آنجا غلات و پسته و انگور و پنبه و حبوب و صنایع دستی زنان آنجا کرباس بافی است. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. مزرعهٔ قاسم آباد جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان ساوه. سکنهٔ آن ۳۳۴ تن. آب آن از قنات است و محصول عمدهٔ آنجا غلات و چغندرقند و سیب زمینی و صیفی و میوه و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش شهریار شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۶۵۳ تن. آب آن از قنات و رود کرج است. محصول عمدهٔ آنجا غلات و صیفی و میوه و بنشن و چغندرقند است. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۲۰۳ تن. محصول عمدهٔ آنجا غلات و صیفی و چغندرقند. راه آن ماشین رو است. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل. سکنهٔ آن ۲۸۲ تن. آب آن از چاه. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب. راه آن شوسه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان حسنوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. محصول عمدهٔ آنجا غلات و لبنیات. آب آن از سراب زز است. ساکنان از طایفهٔ حسنوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «رضیآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر