معنی رضفه
6 بازدید
[ رَ فَ / فِ ] (از ع، اِ) یا رضفة. کندهٔ زانو. گردنای زانو. (دهار) (مهذب الاسماء). عین الرکبه، و آن استخوانی است مستدیرالشکل. کشکک. کاسهٔ زانو. سر زانو. (یادداشت مؤلف). استخوان قابک زانو که گردنا نیز گویند. (از ناظم الاطباء). ج، رَضَفات. (مهذب الاسماء). چشمه ای از زانو. ج، رَضْف. (از کشاف زمخشری). میرزا علی در تشریح گوید: ساق مرکب است از قصبتین، رضفة را نیز از بابت اینکه در طفولیت به توسط رباطی به قصبهٔ کبری پیوسته جزء عظام ساق شمرده اند.. رضفه بزرگتر از جمیع استخوانهای سمسانیه است. در میان ضخامت رباط عضله مستقیم قدامی فخذ متکی شده قبل از استخوانی شدن بلافاصله به قصبهٔ کبری متصل بوده و دارای دو سطح و یک دور است، سطح قدامی محدب و دارای خطوط کوچک عمودی است بعض الیاف عضلهٔ سه سر به آن متصل شده و بعض دیگر از آن گذشته و وتر رضفه از آنها حاصل می شود، میان این سطح و جلد کیسهٔ سروزی قدام رضفه فاصله است. (از جواهر التشریح میرزا علی ص ۱۴۴).
کلمات همقافیه با «رضفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر