معنی رض

معنی رض

7 بازدید
[ رَ ] (علامت اختصاری) رمز است از رضی اللََّه عنه. مخفف رضی اللََّه عنه در کتابت، و رضی اللََّه عنه خوانده می شود. (یادداشت مؤلف). رضی اللََّه عنه یا رضی اللََّه عنها یا رضی اللََّه عنهم، برحسب اختلاف مرجع.
[ رَض ض ] (ع اِ) خرمایی که بکوبند و از خسته [هسته ] پاک کرده در شیر تر نهند، یا عام است. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). خرمای کوفته و در شیر آغشته. (از مهذب الاسماء). || خرما و شیر بهم آمیخته. (از اقرب الموارد).
[ رَض ض ] (ع مص) کوفتن و ریزه کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خرد کردن. شکستن. (یادداشت مؤلف). کوفته و ریزه کردن. (از دهار): عسر الرض؛ دشوار شکستن. (از یادداشت مؤلف). خرد و مرد کردن. (مصادر اللغهٔ زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || در تداول طب قدیم، تفرق اتصال که استخوان خردشده باشد. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). - رض اذُنُ؛ انکسار اذن. تفرق اتصال غضروف گوش. (یادداشت مؤلف). || دویدن. || به پای زدن و دوانیدن ستور. (از دهار).
[ رَ ضِنْ ] (ع ص) رجل رض؛ مرد خشنود. ج، رضون. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «رض»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رض» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید