معنی رصیف
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) محکم و رصین: عمل رصیف؛ کار محکم و استوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). جواب رصیف؛ رصین (محکم و برجای). (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || پیاده رو، زیرا در کوچه های دمشق، برای هر یک از آنها دو رصیف در دو طرف هست که پیادگان از آن دو و سواران از میان آن دو میگذرند. (از رحلهٔ ابن بطوطه). || مقابل و برابر در کار. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || مصاحب و رفیق که همواره با شخص باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || پی و عصب است. ج، رِصاف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رصیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر