معنی رصد بستن
6 بازدید
[ رَ صَ بَ تَ ] (مص مرکب) تعیین کردن حرکات و احوال کواکب در رصدگاه. (از فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء). زیج بستن. (آنندراج): همه تمثالهای آسمانی رصد بسته بر آن تخت کیانی.نظامی. به چندین سال پیش از ما بدین کار رصد بستند و کردند این نمودار.نظامی. روز میلادش رصد بندیم ما تا نگردد فوت و نَجْهد این قضا.مولوی. وآن دگر گفتی که سحر است و طلسم که رصد بسته ست بهر جان و جسم.مولوی. - رصد در کار بستن، رصد بستن در کاری؛ کار را به خوبی انجام دادن. (از غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). کنایه از کار عمده کردن. (آنندراج) (از مجموعهٔ مترادفات ص ۳۸۳): می توانم بست در دانایی هیأت رصد فال افسر می زند از گردش اختر سرم. سنجر کاشی.
کلمات همقافیه با «رصد بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر