معنی رصانة
7 بازدید
[ رَ نَ ] (ع مص) رصانت. محکم و استوار گردیدن: رصن رصانةً. (از تاج المصادر بیهقی) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). استواری و محکمی. (از آنندراج). محکم بودن و استوار گردیدن. (از فرهنگ فارسی معین). رصانة عقل و جز آن؛ استحکام و بسیاری ثبات آن. (از اقرب الموارد). محکم و استوار شدن . (مصادر اللغهٔ زوزنی).
کلمات همقافیه با «رصانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر