معنی رصاف
7 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رَصَفَة. (ناظم الاطباء). پی که بر تیر و کمان پیچند، و واحد آن رَصَفة است. (از اقرب الموارد). و رجوع به رَصَفة شود. || جِ رَصیف. (ناظم الاطباء). جِ رَصیف. به معنی پیهای اسب است. (منتهی الارب) (آنندراج). پیهای اسب است و واحد آن رَصیف. || استخوان پهلو. ج، رَصَف، رُصُف. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رصاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر