معنی رشید یاسمی

معنی واژه رشید یاسمی

6 بازدید
[ رَ دِ سَ ] (اِخ) غلامرضا. یکی از گویندگان نامدار و اساتید دانشمند معاصر است. وی در زبان فرانسه و انگلیسی تسلط و در ادبیات فارسی و عربی و زبان پهلوی تبحر داشت. او چندین کتاب از انگلیسی بفارسی ترجمه کرد که از آن جمله است: آیین دوست یابی، جلد چهارم تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون و... و چند کتاب از فرانسه، که از آن جمله می توان تاریخ عمومی قرن هیجدهم، تاریخ نادرشاه و... را نام برد که عموماً چاپ شده اند. از تألیفات خود اوست: احوال و آثار ابن یمین، احوال و آثار سلمان ساوجی و چند کتاب دیگر. همچنین وی دواوین چند تن از گویندگان متقدم را تصحیح و تحشیه کرده مانند: دیوان مسعودسعد، دیوان هاتف و جز آن. او چند کتاب و رساله نیز از پهلوی به پارسی برگردانده است. رشید اصلاً کُرد و از طایفهٔ گوران کرمانشاه بود. به سال ۱۳۱۴ هـ . ق. متولد شد و پس از تحصیلات ابتدایی به تهران آمد و مدرسهٔ سن لویی را به پایان برد و از این زمان با مرحوم ملک الشعرای بهار و دیگر ادبا و فضلای عصر آشنا شد. پس از خدماتی در دانشکدهٔ ادبیات تهران کرسی استادی بدست آورد. وی از اعضای نخستین فرهنگستان ایران بود و در اسفندماه ۱۳۲۷ هـ . ش. هنگام سخنرانی دربارهٔ «تأثیر عقاید و افکار حافظ در گوته» سکته کرد تا سرانجام در اردیبهشت ۱۳۳۰ هـ . ش. در تهران درگذشت. رشید یاسمی در شعر سبک متوسط بین خراسانی و عراقی داشت و تقریباً در همهٔ رشته های شعر آثار نغزی دارد. در سال ۱۳۱۲هـ . ش. منتخبی از اشعار او توسط کتابخانهٔ خاور منتشر شده و دیوان او بوسیلهٔ محمدامین ریاحی چاپ شده است. او راست: پرواز کرد عمر و از او آشیانه ماند مشت پُری ز نعمت هستی نشانه ماند از سوز و ساز دل اثری آشکار نیست جز دود آه ما که به دیوار خانه ماند عمری فسانه ها دل ما در فسون گرفت افسانه جو به خواب شد و زو فسانه ماند از دام و دانه بیم امیدی نصیب بود بیم و امید طی شد و زو دام و دانه ماند گر شعر سوزناک سرایم عجب مدار شمع نشاط مرد و از او این زبانه ماند در ملک عشق لایق تاج نوازش است این سر که جاودانه بر آن آستانه ماند دانی که چیست شرح سفرنامه های عمر این با کرانه طی شد و آن با کرانه ماند آنرا که عشق پیشه بود عمر باقی است رفتیم و مُهر هستی ما بر زمانه ماند چون عشق جاودانه بماند مرا چه غم گر این تن «رشید» دمی ماند یا نماند. (از تذکرهٔ شعرای معاصر ایران تألیف عبدالحمید خلخالی صص ۱۸۰ -۱۸۴). و رجوع به تاریخ ادبی ادوارد براون ج ۳ مقدمه و ص ۲۴۹، ۲۹۴ و ۴۶۴ و احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۱۷۰ و ۱۷۱ و سخنوران نامی معاصر ج ۱ صص ۸۹ -۹۳ و سخنوران ایران در عصر حاضر صص ۹۲ - ۱۰۵ و خبرهای دانشگاه ج ۵ ضمیمهٔ جزوهٔ ۱۱ و شعرای معاصر ایران تألیف مؤسسهٔ مطبوعاتی خورشید و مقدمهٔ دیوان رشید گردآوردهٔ محمدامین ریاحی ص بیست وچهار و بیست وپنج شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید