معنی واژه رشوت گرفتن
6 بازدید
[ رِشْ / رُشْ وَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) رشوه گرفتن. پاره ستدن. رشوت ستدن. (یادداشت مؤلف): به رشوت عامل از خود گر کند اصحاب سلطان را مکافات عمل از هیچکس رشوت نمی گیرد. صائب تبریزی (از آنندراج). - به رشوت گرفتن؛ به رسم رشوت اخذ کردن. به عنوان رشوه اخذ نمودن. (از یادداشت مؤلف): هرچه در ایام فتنه به رشوت گرفته بودند از ایشان بستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۳۷). و رجوع به رشوت خوردن و رشوه گرفتن شود.