معنی رشوة

رشوة

0 بازدید
[ رِشْ وَ ] (ع اِ) رُشْوة. رَشْوَة. (کشاف زمخشری). پاره و رشوة ج، رشیً [ رُ شَن ]، رِشَیً، رِشَوات، رِشْوات. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب). آنچه برای باطل نمودن حق یا حق نمودن باطل داده شود. (از تعریفات جرجانی) (از المنجد) (از اقرب الموارد). و در حدیث است: لعن اللََّه الراشی و المرتشی و الرائش؛ یعنی دهنده و گیرنده و سعی کننده را میان آنها. (منتهی الارب). رشوه دادن. (دهار). || مزد. ج، رِشی ََ، رُشی ََ، رِشَوات، رِشْوات. (ناظم الاطباء). || آنچه برای تملق داده شود. ج، رشیً [ رِ شَنْ ]، گویند: «الرشی رشاء النجاح». (از اقرب الموارد).
[ رُشْ وَ ] (ع اِ) رَشْوة. رِشْوَة. (ناظم (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به رِشْوة و رَشْوَة شود.
[ رَشْ وَ ] (ع اِ) رُشْوة. رِشْوة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به رِشْوة و رُشْوة شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید