معنی رشاشه
32 بازدید
[ رِ شَ / شِ ] (از ع، اِ) رشاشة. قطره های کوچک باران و باران ریزه. (ناظم الاطباء). چکیدگی و تراوش آب و ریزش و بارش قطره های باریک. (غیاث اللغات از منتخب اللغات و کشف اللغات) (آنندراج) (از لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). قطره های کوچک باران ریزه باشد، و گویند عربی است. (برهان): آب از دهن پریشان می بارید به هر کس که رشاشه ای از آن می رسید خوشدل و خندان بازمی گشت. (جهانگشای جوینی). زهی ز خوان نوالت نوالهٔ فردوس زهی ز رشحهٔ دستت رشاشهٔ عمان. سلمان ساوجی. || گلاب پاش. (لغت محلی شوشتر). گلابدان. گلاب زنه. گلاب زن. (یادداشت مؤلف). || پردهٔ چشم. (لغت محلی شوشتر).
کلمات همقافیه با «رشاشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر