معنی رسوبی
5 بازدید
[ رُ ] (ص نسبی) دُرد. منسوب به رسوب. (ناظم الاطباء). ته نشسته. (لغات فرهنگستان). || منسوب به رسوب: اراضی رسوبی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رسوبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر