معنی رسلة
10 بازدید
[ رَ لَ ] (ع ص، اِ) زنی که هر دو ساق وی دارای موی بسیار دراز باشد. || ماده شتر نرم رو. (منتهی الارب). ناقهٔ نرم رو. (از اقرب الموارد). - رسلة القوائم؛ ماده شتری که دارای دست و پای نرم رو است. (از اقرب الموارد). || (اِمص) کاهلی و سستی. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). کاهلی و سستی، و از آنست: «رجل فیه رسلة». (از اقرب الموارد). || نرمی و آسودگی: (هم من رسلة من العیش). (از اقرب الموارد). آسودگی. (ناظم الاطباء).[ رِ لَ ] (ع اِمص) رَسْلَة. آهستگی و گرانباری. (ناظم الاطباء). و گفته شود: علی رَسْلَتِک؛ یعنی آهسته باش. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || آسودگی. (ناظم الاطباء). || دوستی و مهربانی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رسلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر