معنی رستمکندی
6 بازدید
[ رُ تَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان کرانی شهرستان بیجار. سکنهٔ آن ۱۸۰ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و لبنیات. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «رستمکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر